داخلی  »  يادداشت  »  اجتماعی

چیزهایی که هرکس باید از حقوق بداند(2)

محمّد منصوری بروجنی

کد مطلب : 45785 1 ارديبهشت 1389 ساعت 12:13


فرارو- حواستان را در شکایت کردن جمع کنید؛ ممکن است شما در مرحله‌ای نخواهید شکایت را پی‌گیری کنید و به اصطلاح پوستین را ول کنید؛ اما «حقوق» نخواهد و بگوید این دعوا باید ادامه پیدا کند و مجرم به سزای خود برسد.

اگر بخش قبلی مطلب را نخوانده‌اید، می‌توانید اینجا را کلیک کنید، اما از من انتظار نداشته باشید برای مطلبی که هفته پیش نوشتم، چکیده بنویسم؛ اگر طالبید، بروید و قسمت قبل را بخوانید. رسیدیم به این که در دعوای فرد و اجتماع حقوق چه نقشی را ایفا می‌کند؟

دعوای شهروند و اجتماع
همین الان تکلیف را یک‌سره کنم که بنا نیست در این دعوای قدیمی که جامعه اصالت مجزایی از افراد تشکیل دهنده آن داراست یا نه، وارد شوم؛ اما خیلی که موضوع را دست کم بگیریم، پدیده‌ای به نام «حیات اجتماعی» واقعیت دارد. این پدیده‌ی بشرساخت مثل بسیاری از پدیده‌های طبیعی و مصنوعی دیگر از حیات گرفته تا نظام سیاسی، در زندگی هر فردی، ایفاگر نقش و مهم است. بنابراین حفظ آن و «نظمی» که در پس آن وجود دارد ضرورت دارد.

حیات اجتماعی برای این که دوام بیاورد و به اینجا برسد قواعدی را مراعات کرده است که برای استمرار این حیات لاجرم باید به این تبعیت و مراعات ادامه دهد. این قواعد از منظر «بقای اجتماع» و «کارکرد بهینه» اهمیتی از صفر تا صد می‌توانند داشته باشند و به همین دلیل نقض آنان می‌تواند با واکنش‌هایی روبرو شود که در همین دامنه می‌گنجند. به همین خاطر واکنش‌های اجتماعی را می‌توان با صفتی از محدوده بسیار خفیف تا بسیار شدید برچسب زد. 

واکنش‌های اجتماعی را معمولاً، دقت داشته باشید، معمولاً نه همیشه؛ «مجازات» می‌نامند. معمولاً به اقداماتی که قواعد اجتماع را مراعات نکند نیز «قانون‌شکنی» می‌گویند. البته این‌گونه نیست که فقط اجتماع از این قانون‌شکنی متضرر شود؛ بسیاری از اوقات افراد هم هستند که در این میانه متضرر می‌شوند. 

از اینجا به بعدش را خوب دقت کنید. وقتی می‌گویند فلانی «مجرم» است یعنی کارهایی علیه این نظم کرده است. هر وقت کسی از شما شکایت می‌کند، لزوماً شما مجرم نیستید، ممکن است دعوا در حیطه دعوای دو شهروند که در یادداشت قبلی توضیح داده شد، بگنجد. اما ممکن است کسی جرمی مرتکب شود و هیچ فردی شاکی او نباشد، در این موارد چه باید کرد؟ 

حقوق برای نمایندگی اجتماع، مقامی تعریف کرده است به نام دادستان. وقتی که «شاکی خصوصی» (یعنی فردی که از جرم متضرر شده باشد) وجود نداشته باشد، «قانون‌شکن» به حال خود رها نمی‌شود. او حقی را از اجتماع ضایع کرده که باید اعاده شود. دادستان اینجا در مقام شاکی قرار می‌گیرد. به دادستان، اصطلاحاً مقام تعقیب هم می‌گویند. 

او بررسی می‌کند که آیا جرمی ارتکاب یافته است یا نه؛ اگر جرمی محقق شده باشد، در دادستانی «قرار مجرمیت» صادر می‌شود و پرونده به دادگاه می‌رود. دقت کنید، دادستان «حکم» صادر نمی‌کند. قرار مجرمیت ممکن است در دادگاه نقض شود و فرد تبرئه گردد. البته دادستان ممکن هم هست که قرارهای دیگری صادر کند که رسیدگی به جرم ادامه پیدا نکند. مثلاً قرار برائت. اما به هر حال کار دادستان یکی از این دوست: فلانی باید (به فلان دلیل) مجازات شود؛ فلانی نباید (به هر دلیلی) مجازات شود. 

اگر پرونده «شاکی خصوصی» هم داشته باشد، مسئله همین روند را دارد. یعنی ابتدائاً پرونده باید در دادستانی بررسی شود. دقت داشته باشید که بعضی از جرایم برای آغاز به رسیدگی نیاز به شاکی خصوصی دارند؛ یعنی باید فردی مدعی باشد. اما تفاوتی که در این‌جا وجود دارد این است که بر خلاف دعوای دو شهروند(که در یادداشت پیش آمد) که قاضی صرفاً داوری می‌کند، در این‌جا دادستان خود در «کشف» جرم یاری‌رسانی می‌کند. او بی‌تفاوت نمی‌نشیند، چرا که علاوه بر فرد، حقی هم از اجتماع ضایع شده است. به همین خاطر هم هست که بسیاری از جرایم، نیازی به شاکی خصوصی برای پیگرد قانونی ندارند. 

در عین حال باید توجه کرد که بر خلاف دعوای دو شهروند این گونه نیست که اگر شکایتی مربوط به «جرایم» باشد و با شکایت شاکی خصوصی آغاز شود، با انصراف او هم رسیدگی متوقف شود. پس حواستان را در شکایت کردن جمع کنید؛ ممکن است شما در مرحله‌ای نخواهید شکایت را پی‌گیری کنید و به اصطلاح پوستین را ول کنید؛ اما «حقوق» نخواهد و بگوید این دعوا باید ادامه پیدا کند و مجرم به سزای خود برسد. قبل از این که از کسی شکایت کنید ببینید این جرایم در ماده 727 قانون مجازات اسلامی آمده یا نه، که اگر بعداً دلتان به رحم آمد، پشیمان نشوید. 

این بحث در همین‌جا تمام نمی‌شود. بسیاری از مسائل هست که باید توضیح داده شود. اگر خاطرتان باشد در بخش پیش حرف از دعواهایی خصوصی زدیم که حقوق بی‌تفاوت از کنار آن‌ها نخواهد گذشت. ضمن این که برخی بحث‌های این یادداشت نیز ناتمام مانده است. من چون پسرم احساس شهرزاد قصه‌گو بودن را ندارم؛ اما شما اگر می‌خواهید چیزی از حقوق بفهمید، باید احساس سلطان هزار و یک‌ شب را داشته باشید! کمی صبور باشید. 

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
نظرات بازديدکنندگان
1389-02-02 20:33
خیلی جالب و روان می نویسید، متشکرم.
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
کد امنيتی :