نظرات بازديدکنندگان
 1388-12-22 19:23
|
| زنده باد قرآن خداکه هیچ وقت غلط نمی شود ونخواهدشد. |
 1388-12-19 11:57
|
| چه اصلاح طلب یا غیر اصلاح طلب چه اصولگرا چه دیکتاتور چه مترقی چه عقب مانده دین در جامعه ایران پایدار باقی می ماند و خواهد ماند همانگونه که پیش از این نیز ماند. |
 1388-12-18 21:35
|
| شاید هم مغتدرانه!!!!!!!!!!!!!!!! |
 1388-12-18 09:02
|
| شتر در خواب بيند پنبه دانه گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه اصلاح طلبان به زباله دان تاريخ پيوستند |
 1388-12-17 14:00
|
| آقای شیرزاد جون خودته چی از جون این مردم میخای؟ اون از دولت اصلاحات تون که ولنگاری رو رواج داد و هرچی پول بیت المل بود دادید به روزنامه و مجله و حزب خود ساز . اونم از مجلسه تون که اسرار مملکت و دادید به فامیل های فرنگی تون .الانم طلبکارانه کرکری میخونی ! بابا فکر میکنی با یه دکترای فیزیک میتونی چه کار کنی ؟ ایینه تو خیلی مقعره! |
 1388-12-17 07:55
|
| اين آقا در مجلس ششم در مورد انرژي هسته اي كشور طوري صحبت مي كرد كه آدم فكر مي كرد به نمايندگي از امريكا و اروپا در مجلس حضور دارد! |
 1388-12-17 08:00
|
| به نظر میرسد مهمترین مساله این است که اصولگرایان واقعیت ها ی جامعه را ببینند و با تحلیلهای ابکی سعی نکنند از مساله بگذرند.یکی میگوید باید مانند اقای ناطق نوری در سال 76 عمل میشد.درحالی که همان اقای ناطق امسال جزو منتقدین انتخابات بود.اقای مرادی که کامنتش از مصاحبه اقای شیرزاد طولانی تر است نظرات خودش را به جای خواست مردم مطرح کرده و نتیجه دلخواهش را هم گرفته است.اگر سرمان را زیر برف کرده و با تحلیل های خیالی با واقعیات جامعه مواجه شویم نتیجه همان میشود که مانند امسال کشور را با بحران مواجه کنیم. |
 1388-12-17 09:30
|
| بدون حب و بغض میگویم صحبتهای آقای شیرزاد صحیح است.حاکمیت باید بپذیرد که جریانی بجز خود و همفکرانش ، جریانهای دیگری نیز در جامعه حضور داشته باشند.اصلاح طلبان بخش انکارناپذیر جامعه ایران هستند. زندگی درجامعه یک دست با مخالفان سرکوب شده مثل احساس یک ماهی در خشکی است. |
 1388-12-17 00:56
|
| اقای شیر زاد، جنبش اصلاحاتی مردم ایران ،: انقلاب ضد استعماری و ضد استکباری ملت ایران است . که این ملت ، بواسطه ی لیاقت انقلابی و مردمی شان ، توانستند، : اساسا تفکر ، در نوع دمکراسی،: در منطقه و جهان را به جالش بکشانند . بنا براین استمرار اصلاحات انقلابی ، در کشور ایران ، بخش ذاتی و لاینفک انقلاب مردم ایران بوده و است،: که این اصلاحات برامده از جنبش بی بدیل ملت ایران ،: با هر گونه جنبش اصلاحاتی بذک شده ای ،: که هویت ش ، ایجاد تحر یکات ، و فضا سازی ، برای متعارفی نمودن، امکان توطئه علیه ملت ایران است ،: مخالف است . و انرا ، غیر قانونی می دانند. |
 1388-12-16 22:18
|
| تاکیدات شیرزاد ،: اگر بنا باشد همه در ها به فعالیت قانونی بسته شود ، کار بسیار دشوار خواهدشد.::::!!!! اگر بنا باشد همه درهای فعالیت مدنی بسته شود ، حاکمیت ناجار است تا فشار غلیان های اجتماعی را ببیند،...::
دوستان ، مخاطبین عزیز ،: تهدید از این اشکارتر .
جناب شیرزاد،: در کشورمان ، بعد از انقلاب ضد استکباری و ضد استعماری ملت مسلمان ایران ،: راه توجیح هر گونه تجاوز، به حقوق ملت ایران بسته شده است .بنابراین ، در یک کشور انقلابی ، جائی برای فعالیت غیر قانونی وجود ندارد . اقا شیرزاد ،: شما با همین گفته هایتان ، در همین تربیون ،: تابت کردید، که در ایران روح ازادی و دمکراسی ،:::: بعنوان انقلابی در نوع دمکراسی ، و جود دارد . و با این حرکت ها هیج گاه نخواهید توانست ، روح دیکتاتوری را مجددا در ایران احیا ، به کنید . |
 1388-12-16 22:09
|
| اين آقاي شيرزاد هنوز در عوالم خود است! صحت خواب! |
 1388-12-16 21:06
|
| کسی مثل آقای دکتر شیرزاد که به برخی از مهمترین اصول قانون اساسی یعنی ولایت فقیه هیچ اعتقاد دینی (باز تاکید می کنم دینی) ندارد قطعا نمی تواند تحلیل های واقع گرایانه ای از خواست مردم و به اصطلاح خودشان "جامعه مدنی" داشته باشد.
اشتباه این ها اینست که نه به اسلامیت پایبندند و نه به جمهوریت.
پذیرش جمهوریت یعنی حرکت آقای ناطق نوری بعد از پیروزی حجت الاسلام خاتمی در انتخابات.
و پذیرش اسلامیت کاملا با پذیرش ولایت فقیه گره خورده است.
در ضمن حکومت ولایی هیچ وقت به بن بست نمی رسد |
 1388-12-16 20:29
|
| چه آدم درستی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
 1388-12-16 17:00
|
| درود بر حرکتهای اصلاح طلبانه. |
 1388-12-16 16:39
|
| آنچه كه از سخنان ايشان استنباط ميشود، حضور اصلاح طلبان در عرصه است به هر طريق ممكن. اما بايد در نظر داشت كه اصلاحات براي چه در بين مردم شكوفا شد ولي زود به پژمردگي گرائيد، و فقط نامي و نشاني از آن باقي ماند. اگر چه اصلاح طلبان ميگويند ما هستيم و باز هم خواهيم ماند.
اصلاحات هنگامي پا به عرصه سياسي ايران گذاشت كه جامعه از بن بست خفقان و فشار ناشي از سياستهاي دوران سازندگي به تنگ آمده بود، فشار ناشي از رفتارهاي خودپسندانه و خودخواهانه ي آنان باعث شده بود كه مردم به نوع رفتار و كردار آقاي خاتمي نگاه كرده و آنگاه روي خود را به سوي آنان بچرخانند. اما روي چرخاندن مردم به آقاي خاتمي، جواب نه بود به آناني كه در حاكميت حاضر بودند. اما آقاي خاتمي هماناني را انتخاب كرد كه تاقبل از آن در حكومت سازندگي عرصه را در اختيار داشتند.
مردم خواهان تغيير هم در افراد و هم در نوع نگاه به خود بودند. اما آنچه را كه شاهد بودند عدم صداقت بود. اگر به آن زمان نگاه كرده شود خواهيم ديد كه قشر عظيمي از كساني كه به آقاي خاتمي روي نشان دادند، جوانان و كساني بودند كه گفتار خاتمي را به عنوان راه نجاتي براي بن بستهاي بوجود آمده مي دانستند.
بعد از آن هيچگاه اصلاح طلبان سياست مشخص و استراتژي تدوين شده اي بر اساس آنچه كه مردم ميخواستند ارائه نكردند، بلكه فقط با شعار دادن سعي كردند كه جامعه را به سوي سياست زدگي پيش ببرند و در كنار اين رفتار خواسته هايي را به عنوان ابزار جامعه مدني رواج دهند. اين خواسته ها و رفتارها برگرفته از فرهنگ و عرف جامعه اسلامي ايران نبود. بلكه ترجماني بود از گفتارهاي غير ملموس فرهنگي كه پيشتر از سوي غير ايرانيان گفته شده بود. اين گفتمان در واقع نميتوانست با عمق جامعه ايراني ارتباط برقرار كند. و حتي كساني كه به عنوان نخبگان علمي و فرهنگي جامعه نيز بودند تمايل چنداني با اين روش نداشتند. بلكه براي گذر از آن جو اختناق به اين كار روي نشان داده بودند. البته عده اي هم بودند كه اين گفتمان را كامل پذيرفته و در واقع بر اين اعتقاد بودند كه آن راهي كه باعث رشد و مدنيت جديد شده را بايد طي كرد و اين مدنيت جديد در قاموس دين و شريعت نميتواند نمود داشته باشد. به همين خاطر است كه اصلاح طلبان رفتار گذشته خود را كه در عين تندروي و افراط بود، پوشاندند و يا به گروه مقابل نسبت دادند. هماناني كه تا چندي پيش بر طبل مادام العمري رياست جمهوري ميكوبيدند ناگاه سراز راي مردم و توجه به مردم و خلاصه دمكراسي و اينگونه كلمات در آوردند. تندروي آنان در قبل از خاتمي به تندروي جديدشان و در لباس جديد شكل گرفت. نميتوان از اين حقيقت فرار كرد كه بحرانهاي اجتماعي كه در دوران اصلاحات شكل گرفت در واقع نوعي سناريو نويسي توسط كساني بود كه لازمه حضور سياسي اصلاح طلبان را در اين تندرويها ميدانستند.
جناح مقابل از اين تندرويها هيچ نفعي نميبرد و اين طبيعي است كه دامن خود را از اين گونه رفتارها دور نگه دارد. و برعكس كساني از اين بحرانها سود ميبرند كه آن موقع بر اريكه قدرت سوار بودند، و اسب خود را به سرعت ميتازاندند، غافل از اينكه رفتار و كردارشان در قاطبه اجتماع چه نمود و چه بازخوردي خواهد داشت. در دولت هشتم مردم در پي قولي كه خاتمي به ايشان داد روي خود را مجددا به سوي او كردند ولي هيچ نشاني از صداقت و عمل به وعده هايي كه او داده بود نديدند. به همين خاطر در دو انتخابات آنان را كنار زدند. البته خود آنان به اين نتيجه رسيده بودند كه مردم ديگر به آنان تمايل نشان نخواهند داد پس لازمه اين كار، نوعي رفتار مخالفت با قوانين نظام بود كه در شكل تحسن در مجلس و يا رفتارهاي اينچنيني شكل گرفت. كه خروج آنان از بين مردم در واقع با آبرومندي همراه باشد. و هواخواهان و دوستداران ايشان اينگونه تصور كنند به خاطر رد صلاحيت جناح مقابل به آنان راي نداده اند. در حالي كه اگر بخواهيم درست دقت كنيم بايد تمام آناني كه دنبال اصلاح طلبان بودند به تمام آناني كه از سوي اصلاح طلبان معرفي شده بودند راي ميدادند حتي اگر چهره اي شاخص در بينشان نبود. بلكه مردم بايد به اين روش سياسي فارغ از افراد راي ميدادند. ولي مردم اينگونه رفتار نكردند و اصلاح طلبان به جاي نقد خود به نقد طرف مقابل و حمله به جلو اقدام كردند.
دولت نهم در واقع سر از زير خاكستري در آورد كه از دست اصلاح طلبان بر مردم ريخته شده بود و مردم ديگر نميتوانستند تحمل اين همه دورويي و نفاق در رفتار و گفتار را داشته باشند.
اكنون نيز سخنان آقاي شيرزاد حول همان محوري است كه به باعث كنار زده شدن ايشان از بين مردم شده و اين رفتار خودخواهانه و متكبرانه از ايشان دور نشده است. مردم ايران تا به حال ثابت كرده اند كه هيچ عقد اخوتي با افراد نبسته اند. اگر رو به سوي خاتمي كرده اند به واسطه نگاه عميق فرهنگي و دينيشان است و اگر روي خود را از او برگرفتند و به سوي احمدي نژاد چرخاندند در واقع عمق نگاه ديني خود را نشان دادند.
در انتخابات اخير نيز شعار هر دو سمت حركت در مسير امام راحل و زنده كردن آن دوران و حيات مجدد آن شعارها و از شعار به عمل آوردن بود، كه در راي مردم نمود يافت. آناني كه به موسوي راي دادند چون او را نخست وزير زمان امام راحل ميدانستند به او روي آوردند و آناني كه به احمدي نژاد راي دادند، ديده بودند كه او بر آنچه كه گفته در حد توانش عامل است. پس اكثر آناني كه به موسوي راي دادند در واقع به همان شعارهاي احمدي نژاد راي دادند با اين تفاوت كه خواهان حركتي تغيير يافته تر بودند.
پس مردم از اصلاحات آن چيزي را ميخواستند كه در زمان امام راحل شاهد بودند نه آنچه را كه در زمان سازندگي و اصلاحات ديدند.
اصلاح طلبان و اصولگرايان اگر نظر مردم را درك نكنند، مردم رويشان را به سوي ديگري ميچرخانند. تهديد در سخنان آقاي شيرزاد همان روشي است كه از قبل نيز در سخنان اصلاح طلبان ديده ميشود. با زبان تهديد سخن گفتن هيچ گاه نشانه ي دريافت حقيقت رفتار مردم به عنوان راي دهندگان نيست. |
 1388-12-16 16:44
|
| زنده باد اصلاحات!!!!! |
 1388-12-16 16:06
|
| بچه پرو به اين تفالها ميگن! غربزدها بدانند دستشان براي ملت رو شده است وديگر نمتوانند ملت را فريب بدهند. مثل اينكه تو دهني 9 دي و22 بهمن كافي نبوده.بهترين جا براي روشنفكر نماهاي سكولار قعر جهنم است كه اگر سر جايشان نتمركند ملت انها را به درك خواهد فرستاد. |
 1388-12-16 16:24
|
| با نظرات آقای شیرزاد کاملا موافقم و مطمئن هستم برای آینده مملکت حتی در دراز مدت هیچ راهی جز برگزاری انتخابات آزاد و واقعی وجود ندارد .آنوقت است که سیه روی میشود هر که در او غش باشد و این آقایانی که خود را عین حق و حقیقت میدانند میفهمند در جامعه و در بین مردم چند گرم وزن دارند . به امید آن روز.. |
 1388-12-16 14:17
|
| زنده باد آقای شیرزاد |