داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

مصاحبه موسوي و بيانيه كروبي

دكتر كامران جلالي

کد مطلب : 42349 10 اسفند 1388 ساعت 13:11


بعد از راهپیمایی میلیونی مردم در 22 بهمن این مسئله مطرح بود که واکنش رهبران معترض و به خصوص آقایان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی به این نمایش قدرت مردم چيست.
 
مسئله واکنش اینان از آن جهت قابل توجه است که مراسم 22 بهمن امسال نمی توانست بی ارتباط با حوادث 8 ماه اخیر کشور باشد. به همین علت، قبل از 22 بهمن فضای بیم و امیدی وجود داشت مبنی بر این که مراسم  سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی چگونه خواهد بود و آیا حوادثی مشابه روز قدس یا 13 آذر تکرار خواهد شد یا نه؟ 

با وجود آن که گروه ها و شخصیت های اصول گرا و به ویژه صدا و سیما با پوشش رسانه ای سعی می کردند تا درست بعد از مراسم  22 بهمن امسال نسبت به آن واکنش نشان دهند، اما در روزهای نخست بعد از 22 بهمن از جانب اصلاح طلبان و به خصوص این سه شخصیت کمتر صدایی شنیده می شد. 

البته معلوم بود که این سه شخصیت سرانجام نظر خود را بیان خواهند کرد اما گویا اندک گذر زمان لازم بود تا آن که از اوایل اسفند ماه و بعد از دیدار آقايان موسوی و کروبی ، هر يك اظهار نظر كنند.

از ابتدا معلوم بود که این سه شخصیت در بازخوانی خود از مراسم 22 بهمن و وقایع آن لحنی انتقادی خواهند داشت ، اما این لحن تنها واکنش آنان نسبت به این مراسم نبود.
 
در واقع، واکنش این سه شخصیت و به خصوص آقايان موسوی و کروبی حاوی دو جنبه اساسی است. 

جنبه نخست گفته های این دو به بازخوانی انتقادی آنان در مورد آن مراسم است و جنبه دوم راهکارهایی است که برای آينده مطرح کرده اند. 

قبل از هر چیز بايد گفت چنان قرابتی در سخنان موسوی و بیانیه کروبی دیده می شود که تاثیر دیدار این دو را نمی توان موسوی انکار کرد. 

آقايان موسوی و کروبی در سخنان خود ضمن تشکر از حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن، با به کار بردن جملات و عباراتی چون «راهپیمایی مهندسی شده» ، «مهندسی تظاهرات»، «دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری...» و «از سراسر کشور با صدها اتوبوس و قطار نیرو به تهران اعزام کردند...»، «در هیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی شد» و «حضور ده‌ ها ‌هزار نفری نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان‌ها»، به صورت هماهنگ از نحوه برگزاری آن مراسم انتقادی شدید کردند. 

صرف نظر از بررسي صحت و سقم انتقاد هماهنگ این دو چهره ي معترض ، مسئله اساسی این است که آیا با چنین انتقادی می توان پاسخگوی مراسم 22 بهمن و دعوت این دو به شرکت در آن بود؟
 
شاید این پرسش در نظر برخی تا اندازه ي زیادی در حق این دو ناصواب و حتی جفاکارانه به نظر آيد ، اما باید در این بین صادق بود و پرسید که این دو شخصیت به عنوان شخصیت هایی سیاسی که نقشی در فراخواندن مردم به مراسم داشته اند، تنها با بیان چنین انتقادهای تندی از عملکرد جناح مقابل می توانند جوابگوی عملکرد خود باشند؟
 
لازم به یادآوری است که یک شخصیت سیاسی و به خصوص کسی که نقش راهبری بر دوش مي كشد ، با هوادارانش تمایزی بنیادین دارد و همین تمایز را نیز باید در واکنش نسبت به واقعه ای چون این مراسم در نظر گرفت. 

ممکن است هواداران آقايان موسوی و کروبی در مورد مراسم 22 بهمن امسال چنین انتقادی داشته باشند اما انتظار از آن دو بیش از یک هوادار است و صرف بیان انتقاد، كفايت نمي كند. 

آن دو به عنوان رهبران هواداران خويش علی القاعده با فراخوان خود باید دستورالعمل و راهکارهایی اندیشیده باشند تا دیدگاهشان در مراسم انعکاس یابد و باید نسبت به آن پاسخگو نيز باشند.
 
از این رو، صرف بیان چنان انتقادهایی از سوی آن دو نه تنها کافی نیست، بلکه ضرورتی نداشته و مسئله اصلی ، راهکار عملی است که باید ارائه كنند تا بتوانند در چارچوب نظام و منطبق بر اصول پذیرفته شده از سوی خودشان، دیدگاهشان را در مراسم مطرح کنند. 

در واقع، ظرافت و مهارت یک شخصیت سیاسی در تدبیر او برای راهکارهایی است که برای دیگران مطرح می کند و همین امر نیز او را از یک هوادار یا حتی فردی عادی متمایز کرده و باعث می شود تا در عرصه سیاسی ، به عنوان پیشگام حرکت کند. 

با تاملی در جنبه ي نخست مصاحبه موسوی و بیانیه کروبی آشکار می شود که این دو چنان راهکاری برای این مراسم نیندیشیده بودند و شاید به همین جهت بود که مصاحبه و بیانیه این دو جنبه دیگری را نیز بیان کرده و آن طرح راهکارهایی برای بعد از این است.
 
آقاي کروبی در بیانیه خود دو پیشنهاد را به عنوان راهکار مطرح کرده و آقاي موسوی در مصاحبه اش راهکار مورد نظرش را به عنوان «استراتژی» بیان کرده است.
 
پیشنهاد های کروبی به طور خلاصه عبارتند از؛ الف- « طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، مجوز بدهند که در میدانی از تهران راهپیمایی از طرف ما برگزار شود»، ب- «براساس اصل ۵۹ قانون اساسی، رفراندومی در مورد نظارت استصوابی شورای نگهبان برگزار شود » . 

استراتژی آقاي موسوی در عبارت مختصر «گسترش آگاهی» گنجانده شده و به بیان وی  «مهم آن است که در چهارچوب "هر شهروند، یک رسانه"، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش آگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است». 

مقایسه اولیه بین این دو راهکار نشان می دهد که پیشنهادهای آقاي کروبی راهکاری عینی و مشخص هستند و استراتژی موسوی راهکاری غیر عینی و نامشخص و به لحاظ سیاسی، راهکار کروبی دستورالعمل اجرایی معینی را مطرح می کند اما استراتژی موسوی فاقد چنین دستورالعملی است و بیشتر بیانگر خواست و تمایل فردی است تا یک فرایند اجرایی. 

از سوی دیگر، پیشنهادهای کروبی در عین اجرایی بودن و حتی استناد آنها به قانون اساسی، چنان شدید و غلیظ هستند که حتی بسیاری از اشخاص در اردوگاه اصلاح طلب را به تعجب انداخت و برعکس، استراتژی موسوی به دلیل گستردگی و نامعین بودن فاقد چنین شدت و حدتی است. 

استناد کروبی به اصل 27 و 59 قانون اساسی تا اندازه ای می تواند توجیه گر پیشنهاد او باشد، اما باید توجه داشت که طرح آنها حتی با چنین استنادی در چه زمینه ای بیان می شود.
 
برای مثال، اصل 59 قانون اساسی مقرر می دارد «در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه ‏پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. در خواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد».
 
لازم به ذکر است که برگزاری رفراندم در شرایطی قابل طرح است که معضلي بر طبق ساختار نظام ، قابل رفع نبوده و از این جهت مراجعه ي مستقیم به آراء مردم ضروري باشد. هر چند که کروبی با طرح برگزاری رفراندم تا اندازه ای این اصل را در انظار قرار داده و به قول معروف زنده کرده است، اما موضوع نظارت استصوابی شورای نگهبان نه تنها مصداق چنان موضوعی نبوده، بلکه اردوگاه مقابل اصلاح طلبان با اعتقاد به نظارت استصوابی، اکثریت مجلس را در اختیار دارند و به همین دلیل، زمینه ای برای تحقق پیشنهاد آقاي کروبی وجود ندارد.
 
از بررسی مصاحبه و بیانیه کروبی و موسوي چنین برمی آید که با وجود هماهنگی این دو در بیان انتقاد شدید از نحوه برگزاری مراسم 22 بهمن، راهکارهایی که بیان کرده اند فاقد چنان هماهنگی بوده و حتی در دو جهت کاملا متفاوت قرار دارند.
 
وجود چنین امری در سطح رهبران معترضین به معنای سر درگمی برای پیشبردن مطالبات مورد نظر است که از یک سو سردرگمی بیشتر هواداران را درپی دارد و از سوی دیگر، موجب از دست دادن امکانهای موجود یا به عبارت روشنتر، باعث فرصت سوزیهای بیشتر می شود. 

سردرگمی و فرصت سوزی در طی ماههای گذشته به کرات دیده شده و در این مراسم و مصاحبه و بیانیه این دو نیز به صورت روشنی بروز کرده است.
 
مي توان گفت كه اين سر در گمي اكنون مبدل به يك نقطه ي ضعف و حتی پاشنه ي آشیل جريان اعتراضي موسوم به جنبش سبز  شده است که هم به پیش بردن مطالبات آن را عقیم می سازد و هم به ادعاهای ساختارشکنان دامن می زند. 

تلاش صادقانه براي بيان انتقاد و اعتراض سازنده به منظور اصلاح نابسامي هاي واقعي و آزار دهنده در جهت حفظ نظام و دست آوردهاي شكوهمند انقلاب اسلامي ، راهكارهايي مدبرانه تر و سياست ورزانه تر مي طلبد . 

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
نظرات بازديدکنندگان
1388-12-21 15:45
علی رغم اینکه ادعای بی طرفی دارید (که خوب هم هست و به طور کلی سایتتان را می پسندم) ولی این مقاله حاکی از ناراحتی آقای جلالی از ناکامی های اصلاح طلبان است که با دلسوزی تمام (و به نظر من ناشیانه) سعی دارد به موفقیت رهبرانشان کمک کنند
1388-12-22 16:48
بقول اقای حسین شریعتمداری ، : که از رمز گشائی ، یروز ه خیانت های موسوی ، خاتمی و کروبی یرده بر می دارد ، می نویسند ،: اما دشمنان بیرونی که مدیریت فتنه را بر عهده داشتند ، مخصوصا ، متلت امریکا ، اسرائیل و انگلیس ، اگر جه با دهها زبان اشکار و نهان به یایان تاریخ مصرف سران فتنه و تبدیل موسوی و خاتمی و کروبی و احزاب حامی انها به مهر ه های سوخته و بی مصرف اعتراف می کنند ، اما ، به ظاهر و بی ان که کمترین امیدی به کار امدی سران فتنه داشته باشند ، بر حمایت خود از ان ها اصرار می ورزند. جرا ... ! یعنی سازمان های عریض و طویلی مانند سیا ، موساد و m16 تا این اندازه ناشی و کودن هستند که ییام روشن و خالی از ابهام حماسه های 9 دی ماه و 22 بهمن ماه را دریافت نکرده اند ! و هنوز نمی دانند دیوارها ی ، دکور مقوائی ، فتنه فرو ریخته و سران فتنه که در نقش ، ببر های کاغذی ، به صحنه امده بود ند ، بعد از 9 ماه رقص مسخره ، از یای افتاده و روی دست لوطی معرکه غش کرده اند .، و.....
1388-12-19 09:34
دوست محترم ،آقاي دكتري كه نمي دانم دكترا خودن را از كجا گرفتي،انصاف داشته باش مردم در سال 57 انقلاب كردن كه فساد را از دربار پاك كنند،من يك سوال دارم اگر مردي جواب من را باصداقت بده،آيا رفتار و كردار مجموعه نظام و عوامل آن كشور را در مسير پيشرفت و تعالي قرار داده؟چه از نظر اقتصادي و چه از نظر فرهنگي و علمي؟
1388-12-15 10:00
اينجانب بعنوان كسي كه در اكثر مراسم 22 بهمن ماه سالهاي گذشته شركت كردم در 22 بهمن امسا هم با غرور و تعصب شركت كردم - موسوي و كروبي فقط حرف ضد انقلاب را تاييد كردند - علاوه براين اگر همه تهراني ها به موسوي هم راي مي دادند و به خيابا براي پشتيباني از او مي آمدند باز هم مگر ايران فقط تهران است شما چرا به شهستانها و روستاها بها نمي دهيد ؟؟؟
1388-12-13 11:53
سلام علیکم درو د برفرارو ودرود بر آقای دکتر جلالی زیرا واقعا بی طرفی وبی نظری ودرعوض روشنگری کاملا در ان رعایت شده است.
1388-12-11 23:22
مفت خور و خائن معلومند سبز سبزم دوستت دارم موسوی مرد خدا
1388-12-11 11:55
درودبرجنبش سبزايران/دولت كه ميگه مادراكثريتيم خوب شماكه به خودتون شك ندارين چرا يه ميدون توتهرون رو مجوز تجمع نميدين به جنبش سبزوتهديدوكشتارهم راه نيندازين.ببينيم كي دراكثريته.ولي مسلمه كه نميدين
1388-12-11 15:36
خاین تویی و امثال تو
1388-12-11 18:11
...بله کاملا موافقم به خاطر همین خبرنگارای خارجی و با اتوبوس اوردن و بردن ...همین طور با چرخ بال از بلای آزادی فیلم گرفتن ...همین بود انبوه گاردی ها تو خیابون مواظب انقلاب مردمی بودن همیشه حق با مشتری ..ما که مستاجریم
1388-12-11 14:38
درجواب دوستی که گفته(بیچاره مردم .....تا به نون ونوایی برسند)میخوام بگم کدوم نون ونوا ؟اگه نونی هم باشه الان توی چاپلوسی کسانیه که مردم رو خر مراد خودشون کردن.درضمن به اقای جلالی بگید انتقاد رو از کسانی بکنند که از حضور مردم باهمه نوع تفکر استفاده ابزاری کردن وبرای منافع کثیفشون مانور دادن پس میر حسین بنده خدا حق داره میگه راهپیمایی مهندسی شده.من وخیلیهای دیگه به خاطر لبیک به درخواست مرادمان میر حسین کبیر به راهپیمایی رفتیم.حیف!!!
1388-12-10 23:31
من هم تا حدودي موافقم كه سازمان‌يافته تر و هماهنگ تر مطالبات بيان بشه، البته بايد اين دقت رو هم داشت كه جنبش سبز دچار رهبري خداگونه نگردد درود بر راه سبز اميد
1388-12-10 19:41
متاسفانه رهبران داخلی جنبش سبز نمیخوان واقعیت رو قبول کنند . من از طرفداران آقای موسوی در انتخابات گذشته بودم و هفته های اول بعد انتخابات هم دقیقا مشابه سبزهای افراطی فعلی با مسائل بر خورد می کردم . با اینکه هنوز هم شبهاتی در مورد انتخابات خرداد گذشته برام وجود داره و هم خیلی از رویکردها و سیاست های دولت فعلی و همچنین شرایط فعلی حاکم بر جامعه برام قابل قبول نیست ولی به نظرم عملکرد آقایان موسوی و کروبی بعد از انتخابات به خصوص در ماه های اخیر به شدت غیر قابل دفاع هست . با اندکی تدبیر میشد جمعیت میلیونی معترض 25 و 27 خرداد رو تحت یک حزب اپوزیسیون (دولت و داخل نظام البته ) گرد هم آورد و به حرکت ها و خواسته های اصلاح طلبان ساختار و چارچوب مشخصی داد نه اینکه با مدیریت صرفا احساسی اینطور احزاب و گروه های اصلاح طلب رو با دست و پای بسته درون شرایط حساس بعد انتخابات وارد کرد و از اون جمعیت میلیونی جز عده ای مخالف نظام که هدف و مسیرشان بر همه مشخص شده و با سوء استفاده از جنبش سبز مردمی خواستی غیر از اراده و خواست سبزهای واقعی دارند ، باقی گذاشت . با وجود برخی شبهات که هنوز باقی هستند باید واقعیت رای آقای احمدی نژاد رو قبول می کردیم و برای 4 سال بعد برنامه ریزی می کردیم نه اینکه ...
1388-12-10 14:40
واقعا چقدر شما احمقید که به مزخرفات موسوی خائن و کروبی خائن توجه می کنید
1388-12-10 13:54
از این آدمهای نادان انتظاری بیش از این نمی رود. اینها نه به فکر مردم هستند و نه به فکر مملکت، بلکه صرفا به دنبال ارضای خواهشهای نفسانی و ارضای حس قدرت طلبی خود هستند تا با رسیدن به حکومت، برنامه های خود را پیاده نمایند. بیچاره مردمی که آلت دست اینها شده اند و فکر می کنند با حمایت از اینها به نون و نوایی می رسند. به قول شاعر: آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابد الدهر بماند.
1388-12-10 13:58
من یه سوال از این دانشمندای علم سیاست مملکت آقایان موسوی و کروبی دارم: اگه واسه 22 بهمن مردم رو از شهرستانها آوردن تهران پس از کجا این همه مردم رو بردن شهرستانها؟ ممکنه بگن از روستاهاشون ولی من 22 بهمن امسال بوشهر بودم و به عینه دیدم که علاوه بر مرکز استان و شهرستانها که فوق العاده شلوغ بود حتی روستاها هم راهپیمایی بی نظیر و دیدنی برگزار کردن (با در نظر گرفتن این نکته که بوشهر از نظر ساختاری اصلاح طلب ترین استان ایرانه و تو انتخابات 76 و 80 بعد از یزد که شهر خاتمیه بیشترین رای رو به خاتمی در قیاس با کل کشور داده). حالا این سوال پیش میاد که از کجا آدم اوردن روستاها؟ لابد از تابلوهای نقاشی موسوی!
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين