بعد از راهپیمایی میلیونی مردم در 22 بهمن این مسئله مطرح بود که واکنش رهبران معترض و به خصوص آقایان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی به این نمایش قدرت مردم چيست.
مسئله واکنش اینان از آن جهت قابل توجه است که مراسم 22 بهمن امسال نمی توانست بی ارتباط با حوادث 8 ماه اخیر کشور باشد. به همین علت، قبل از 22 بهمن فضای بیم و امیدی وجود داشت مبنی بر این که مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی چگونه خواهد بود و آیا حوادثی مشابه روز قدس یا 13 آذر تکرار خواهد شد یا نه؟
با وجود آن که گروه ها و شخصیت های اصول گرا و به ویژه صدا و سیما با پوشش رسانه ای سعی می کردند تا درست بعد از مراسم 22 بهمن امسال نسبت به آن واکنش نشان دهند، اما در روزهای نخست بعد از 22 بهمن از جانب اصلاح طلبان و به خصوص این سه شخصیت کمتر صدایی شنیده می شد.
البته معلوم بود که این سه شخصیت سرانجام نظر خود را بیان خواهند کرد اما گویا اندک گذر زمان لازم بود تا آن که از اوایل اسفند ماه و بعد از دیدار آقايان موسوی و کروبی ، هر يك اظهار نظر كنند.
از ابتدا معلوم بود که این سه شخصیت در بازخوانی خود از مراسم 22 بهمن و وقایع آن لحنی انتقادی خواهند داشت ، اما این لحن تنها واکنش آنان نسبت به این مراسم نبود.
در واقع، واکنش این سه شخصیت و به خصوص آقايان موسوی و کروبی حاوی دو جنبه اساسی است.
جنبه نخست گفته های این دو به بازخوانی انتقادی آنان در مورد آن مراسم است و جنبه دوم راهکارهایی است که برای آينده مطرح کرده اند.
قبل از هر چیز بايد گفت چنان قرابتی در سخنان موسوی و بیانیه کروبی دیده می شود که تاثیر دیدار این دو را نمی توان موسوی انکار کرد.
آقايان موسوی و کروبی در سخنان خود ضمن تشکر از حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن، با به کار بردن جملات و عباراتی چون «راهپیمایی مهندسی شده» ، «مهندسی تظاهرات»، «دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری...» و «از سراسر کشور با صدها اتوبوس و قطار نیرو به تهران اعزام کردند...»، «در هیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی شد» و «حضور ده ها هزار نفری نیروهای نظامی و انتظامی در خیابانها»، به صورت هماهنگ از نحوه برگزاری آن مراسم انتقادی شدید کردند.
صرف نظر از بررسي صحت و سقم انتقاد هماهنگ این دو چهره ي معترض ، مسئله اساسی این است که آیا با چنین انتقادی می توان پاسخگوی مراسم 22 بهمن و دعوت این دو به شرکت در آن بود؟
شاید این پرسش در نظر برخی تا اندازه ي زیادی در حق این دو ناصواب و حتی جفاکارانه به نظر آيد ، اما باید در این بین صادق بود و پرسید که این دو شخصیت به عنوان شخصیت هایی سیاسی که نقشی در فراخواندن مردم به مراسم داشته اند، تنها با بیان چنین انتقادهای تندی از عملکرد جناح مقابل می توانند جوابگوی عملکرد خود باشند؟
لازم به یادآوری است که یک شخصیت سیاسی و به خصوص کسی که نقش راهبری بر دوش مي كشد ، با هوادارانش تمایزی بنیادین دارد و همین تمایز را نیز باید در واکنش نسبت به واقعه ای چون این مراسم در نظر گرفت.
ممکن است هواداران آقايان موسوی و کروبی در مورد مراسم 22 بهمن امسال چنین انتقادی داشته باشند اما انتظار از آن دو بیش از یک هوادار است و صرف بیان انتقاد، كفايت نمي كند.
آن دو به عنوان رهبران هواداران خويش علی القاعده با فراخوان خود باید دستورالعمل و راهکارهایی اندیشیده باشند تا دیدگاهشان در مراسم انعکاس یابد و باید نسبت به آن پاسخگو نيز باشند.
از این رو، صرف بیان چنان انتقادهایی از سوی آن دو نه تنها کافی نیست، بلکه ضرورتی نداشته و مسئله اصلی ، راهکار عملی است که باید ارائه كنند تا بتوانند در چارچوب نظام و منطبق بر اصول پذیرفته شده از سوی خودشان، دیدگاهشان را در مراسم مطرح کنند.
در واقع، ظرافت و مهارت یک شخصیت سیاسی در تدبیر او برای راهکارهایی است که برای دیگران مطرح می کند و همین امر نیز او را از یک هوادار یا حتی فردی عادی متمایز کرده و باعث می شود تا در عرصه سیاسی ، به عنوان پیشگام حرکت کند.
با تاملی در جنبه ي نخست مصاحبه موسوی و بیانیه کروبی آشکار می شود که این دو چنان راهکاری برای این مراسم نیندیشیده بودند و شاید به همین جهت بود که مصاحبه و بیانیه این دو جنبه دیگری را نیز بیان کرده و آن طرح راهکارهایی برای بعد از این است.
آقاي کروبی در بیانیه خود دو پیشنهاد را به عنوان راهکار مطرح کرده و آقاي موسوی در مصاحبه اش راهکار مورد نظرش را به عنوان «استراتژی» بیان کرده است.
پیشنهاد های کروبی به طور خلاصه عبارتند از؛ الف- « طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، مجوز بدهند که در میدانی از تهران راهپیمایی از طرف ما برگزار شود»، ب- «براساس اصل ۵۹ قانون اساسی، رفراندومی در مورد نظارت استصوابی شورای نگهبان برگزار شود » .
استراتژی آقاي موسوی در عبارت مختصر «گسترش آگاهی» گنجانده شده و به بیان وی «مهم آن است که در چهارچوب "هر شهروند، یک رسانه"، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش آگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است».
مقایسه اولیه بین این دو راهکار نشان می دهد که پیشنهادهای آقاي کروبی راهکاری عینی و مشخص هستند و استراتژی موسوی راهکاری غیر عینی و نامشخص و به لحاظ سیاسی، راهکار کروبی دستورالعمل اجرایی معینی را مطرح می کند اما استراتژی موسوی فاقد چنین دستورالعملی است و بیشتر بیانگر خواست و تمایل فردی است تا یک فرایند اجرایی.
از سوی دیگر، پیشنهادهای کروبی در عین اجرایی بودن و حتی استناد آنها به قانون اساسی، چنان شدید و غلیظ هستند که حتی بسیاری از اشخاص در اردوگاه اصلاح طلب را به تعجب انداخت و برعکس، استراتژی موسوی به دلیل گستردگی و نامعین بودن فاقد چنین شدت و حدتی است.
استناد کروبی به اصل 27 و 59 قانون اساسی تا اندازه ای می تواند توجیه گر پیشنهاد او باشد، اما باید توجه داشت که طرح آنها حتی با چنین استنادی در چه زمینه ای بیان می شود.
برای مثال، اصل 59 قانون اساسی مقرر می دارد «در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. در خواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد».
لازم به ذکر است که برگزاری رفراندم در شرایطی قابل طرح است که معضلي بر طبق ساختار نظام ، قابل رفع نبوده و از این جهت مراجعه ي مستقیم به آراء مردم ضروري باشد. هر چند که کروبی با طرح برگزاری رفراندم تا اندازه ای این اصل را در انظار قرار داده و به قول معروف زنده کرده است، اما موضوع نظارت استصوابی شورای نگهبان نه تنها مصداق چنان موضوعی نبوده، بلکه اردوگاه مقابل اصلاح طلبان با اعتقاد به نظارت استصوابی، اکثریت مجلس را در اختیار دارند و به همین دلیل، زمینه ای برای تحقق پیشنهاد آقاي کروبی وجود ندارد.
از بررسی مصاحبه و بیانیه کروبی و موسوي چنین برمی آید که با وجود هماهنگی این دو در بیان انتقاد شدید از نحوه برگزاری مراسم 22 بهمن، راهکارهایی که بیان کرده اند فاقد چنان هماهنگی بوده و حتی در دو جهت کاملا متفاوت قرار دارند.
وجود چنین امری در سطح رهبران معترضین به معنای سر درگمی برای پیشبردن مطالبات مورد نظر است که از یک سو سردرگمی بیشتر هواداران را درپی دارد و از سوی دیگر، موجب از دست دادن امکانهای موجود یا به عبارت روشنتر، باعث فرصت سوزیهای بیشتر می شود.
سردرگمی و فرصت سوزی در طی ماههای گذشته به کرات دیده شده و در این مراسم و مصاحبه و بیانیه این دو نیز به صورت روشنی بروز کرده است.
مي توان گفت كه اين سر در گمي اكنون مبدل به يك نقطه ي ضعف و حتی پاشنه ي آشیل جريان اعتراضي موسوم به جنبش سبز شده است که هم به پیش بردن مطالبات آن را عقیم می سازد و هم به ادعاهای ساختارشکنان دامن می زند.
تلاش صادقانه براي بيان انتقاد و اعتراض سازنده به منظور اصلاح نابسامي هاي واقعي و آزار دهنده در جهت حفظ نظام و دست آوردهاي شكوهمند انقلاب اسلامي ، راهكارهايي مدبرانه تر و سياست ورزانه تر مي طلبد .